این روزها......
سلام به پسر گلم

الان که دارم واست مینویسم غروب جمعه است و شما و بابامیثم رفتین خونه ی بابایی هنوز چند دقیقه نشده دلم برات تنگ شد.یه مدت نتونستم واست پست بذارم بله شما که نمیذاری من پای کامپیوتر بشینم.خب از خبرای این روزها اینکه خونه تکونی را امسال زودتر شروع کردیم و تقریبا کار خاصی نداریم.البته چون میخوایم اوایل سال جدید اسباب کشی کنیم یکسری کارها موکول میشه به سال بعد
....
پس فردا شما دو سال و چهار ماهه میشی و الان واقعا شدی طوطی هر کلمه ای که بگیم تکرار میکنی.این روزها دندونات اعصابمو خورد کرده آخه چهار تا دندون جلوت حسابی خراب شده و داره خورد میشه الهی بمیرم هنوز تا شش سالگی و دندونای جدید خیلی دیگه مونده
مامان و بابا عاشششششششششششقتن خوشگلم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



این روزها...... 



